سایت خبری تحلیلی صبح دیگر | صبح دیگر

کد خبر: ۷۷۳
تاریخ انتشار: ۵۳ : ۲۲ - ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶
روح الله نخعي: در دوران کوتاه، شلوغ و سریع تبلیغات انتخاباتی ایران، نسخه مشابهی از آنچه ترامپ را پیروز غیرمنتظره انتخابات آمریکا کرد، علیه روحانی به کار می‌رود. پیروزی ترامپ بر کلینتون، برخلاف پیش‌بینی‌ها، سوژه بحث و تحلیل بسیاری از ناظران بوده و خواهد بود. دلایل بسیاری در این پیروزی مرزی دخیل بودند و حالا فعلاً لااقل یکی از آن‌ها، در همین کشور خودمان در حال تکرار است. در دوران طولانی تبلیغات انتخاباتی، مستقیم و غیرمستقیم، کمپین ترامپ، مجموعه‌ای گسترده از اتهامات را به کمپین کلینتون وارد کرد. نکته اینجاست که هیچ کدام از این اتهامات، واقعاً به اندازه کافی بزرگ نبود. اکثریت قریب‌به‌اتفاق آن‌ها، هرگز اثبات نشدند و تعداد از آن‌ها حتی حداقل شواهد را نیز نداشتند. از اتهامات ریز و درشت متعدد ویکی‌لیکس تا نمونه‌ها دیگر، در زنجیره مداوم، تقریباً تمام زمان تبلیغات را پوشش دادند. تحلیلگران به طور عام درباره روند این اتهامات و به طور خاص درباره ویکی‌لیکس، از کلمه Drip یا «چکه» استفاده می‌کردند. در میان این‌ها از ادعای ارائه سؤالات مناظره درون‌حزبی به کلینتون توسط سی‌ان‌ان، دستکاری حزب دمکرات در انتخابات برای پیروزی کلینتون بر سندرز، در رسانه‌های رسمی هم کم‌وبیش دیده می‌شد؛ نمونه‌هایی مثل دست‌داشتن خانواده کلینتون در قتل مستقیم ده‌ها نفر، از جمله چندنفر از کارمندهای خودشان اما، اصلاً توسط رسانه‌های رسمی جدی گرفته نمی‌شدند. این رسانه‌ها شاید باور هم نمی‌کردند که کسی آن‌ها را جدی بگیرد. موضوع اصلاً این نبود که این اتهامات، تایید شوند یا نه. تیتر مهم بود. وقتی جیمز کومی ناگهان اعلام کرد چند ایمیل تازه درباره ماجرای سِروِر هیلاری پیدا شده، این تیتر جنجالی پوشش شدید رسانه‌ای دریافت کرد و به شدت دست‌به‌دست شد، چندین برابر خبر اعلام همان اف‌بی‌آی که «گشتیم، خبری نبود». تیتر تاثیر خودش را می‌گذاشت. اگر آن زمان انتخابات آمریکا را دنبال می‌کردید، به این فکر کنید که چندبار تیتر «افشاگری ویکی‌لیکس از ایمیل‌های کلینتون/حزب دمکرات» به گوشتان خورد و بعد سعی کنید محتوای یکی از این افشاگری‌ها را به خاطر بیاورید. بدبینی عمومی نسبت به سیاستمداران هم کمک می‌کرد تا خبر «بیماری شدید هیلاری» خیلی راحت پذیرفته شود و توضیحات مکرر کمپین هیلاری در این باره، نه. در تمام فهرست این اتهامات، چیزی پیدا نمی‌شد که به چشم ناظر اهل سیاست، به اندازه ناکارآمدی ذاتی ترامپ مهم باشد. اگر پیدا می‌شد، احتمالاً حزب دمکرات فکری برای تغییر نامزد می‌کرد. زنجیره مداوم اتهامات اما، مثل چکه‌های آب، قطره‌قطره جمع شدند و سیلی راه انداختند که ترامپ سوار بر موجش، بدون یک روز سابقه کار سیاسی یا اجرایی یا دولتی، به بالاترین پست در آمریکا برسد. حالا کمی به چند خبر که اخیراً علیه رییس‌جمهور روحانی منتشر شده نگاه کنیم. در مناظره تلویزیونی، محمدباقر قالیباف، کاغذی به دست می‌گیرد و ادعا می‌کند صفحه‌ای از سایت رسمی رییس‌جمهور، حرف روحانی را نقض می‌کند. در گفت‌وگوی ویژه خبری، باز خود او ادعا می‌کند که در منزل دختر یکی از وزرا، کالای قاچاق پیدا شده. جریانی هم در تلگرام، ادعای ابهام در تز دکترای روحانی را ذره‌ذره و قطره‌قطره به خورد شبکه‌های اجتماعی می‌دهد. اولی، با یک مراجعه ساده به همان سایت قابل‌رد است، کذب‌بودن دومی با تصویر حکم رسمی قوه قضاییه مشخص می‌شود و در سومی، اصلاً ایراد اتهام به طور کامل انجام نمی‌شود که پاسخی داشته باشد. این سومی اتفاقاً نسخه حرفه‌ای‌تری از اتهام‌زنی سیاسی است، مبهم و غیررسمی. گروه پیگیر این ماجرا اسناد را یک‌مرتبه منتشر نمی‌کنند تا بررسی شود. صفحه‌صفحه و عبارت‌عبارت ادعای مقایسه می‌کنند و در این میان خود را در معرض تهدید هم می‌خوانند. برای یک هوادار روحانی، این اتهامات و نمونه‌های مشابه این‌ها، اصلاً جدی به نظر نمی‌رسند؛ اما موضوع اینجاست که اصلاً قرار نیست کسی این‌ها را باور کند. نکته اینجاست که رد این حرکات هم بیشتر به سمت کمپ قالیباف می‌رود. هدف در این تاکتیک، چسباندن یک انگ به رقیب نیست.
حملات چکه‌چکه، تاکتیک پیروزی ترامپ، در خدمت مخالفان روحانی
 
روح الله نخعي

در دوران کوتاه، شلوغ و سریع تبلیغات انتخاباتی ایران، نسخه مشابهی از آنچه ترامپ را پیروز غیرمنتظره انتخابات آمریکا کرد، علیه روحانی به کار می‌رود. پیروزی ترامپ بر کلینتون، برخلاف پیش‌بینی‌ها، سوژه بحث و تحلیل بسیاری از ناظران بوده و خواهد بود. دلایل بسیاری در این پیروزی مرزی دخیل بودند و حالا فعلاً لااقل یکی از آن‌ها، در همین کشور خودمان در حال تکرار است.
در دوران طولانی تبلیغات انتخاباتی، مستقیم و غیرمستقیم، کمپین ترامپ، مجموعه‌ای گسترده از اتهامات را به کمپین کلینتون وارد کرد. نکته اینجاست که هیچ کدام از این اتهامات، واقعاً به اندازه کافی بزرگ نبود. اکثریت قریب‌به‌اتفاق آن‌ها، هرگز اثبات نشدند و تعداد از آن‌ها حتی حداقل شواهد را نیز نداشتند. از اتهامات ریز و درشت متعدد ویکی‌لیکس تا نمونه‌ها دیگر، در زنجیره مداوم، تقریباً تمام زمان تبلیغات را پوشش دادند. تحلیلگران به طور عام درباره روند این اتهامات و به طور خاص درباره ویکی‌لیکس، از کلمه Drip یا «چکه» استفاده می‌کردند. در میان این‌ها از ادعای ارائه سؤالات مناظره درون‌حزبی به کلینتون توسط سی‌ان‌ان، دستکاری حزب دمکرات در انتخابات برای پیروزی کلینتون بر سندرز، در رسانه‌های رسمی هم کم‌وبیش دیده می‌شد؛ نمونه‌هایی مثل دست‌داشتن خانواده کلینتون در قتل مستقیم ده‌ها نفر، از جمله چندنفر از کارمندهای خودشان اما، اصلاً توسط رسانه‌های رسمی جدی گرفته نمی‌شدند. این رسانه‌ها شاید باور هم نمی‌کردند که کسی آن‌ها را جدی بگیرد.
موضوع اصلاً این نبود که این اتهامات، تایید شوند یا نه. تیتر مهم بود. وقتی جیمز کومی ناگهان اعلام کرد چند ایمیل تازه درباره ماجرای سِروِر هیلاری پیدا شده، این تیتر جنجالی پوشش شدید رسانه‌ای دریافت کرد و به شدت دست‌به‌دست شد، چندین برابر خبر اعلام همان اف‌بی‌آی که «گشتیم، خبری نبود». تیتر تاثیر خودش را می‌گذاشت. اگر آن زمان انتخابات آمریکا را دنبال می‌کردید، به این فکر کنید که چندبار تیتر «افشاگری ویکی‌لیکس از ایمیل‌های کلینتون/حزب دمکرات» به گوشتان خورد و بعد سعی کنید محتوای یکی از این افشاگری‌ها را به خاطر بیاورید. بدبینی عمومی نسبت به سیاستمداران هم کمک می‌کرد تا خبر «بیماری شدید هیلاری» خیلی راحت پذیرفته شود و توضیحات مکرر کمپین هیلاری در این باره، نه. در تمام فهرست این اتهامات، چیزی پیدا نمی‌شد که به چشم ناظر اهل سیاست، به اندازه ناکارآمدی ذاتی ترامپ مهم باشد. اگر پیدا می‌شد، احتمالاً حزب دمکرات فکری برای تغییر نامزد می‌کرد. زنجیره مداوم اتهامات اما، مثل چکه‌های آب، قطره‌قطره جمع شدند و سیلی راه انداختند که ترامپ سوار بر موجش، بدون یک روز سابقه کار سیاسی یا اجرایی یا دولتی، به بالاترین پست در آمریکا برسد.
حالا کمی به چند خبر که اخیراً علیه رییس‌جمهور روحانی منتشر شده نگاه کنیم. در مناظره تلویزیونی، محمدباقر قالیباف، کاغذی به دست می‌گیرد و ادعا می‌کند صفحه‌ای از سایت رسمی رییس‌جمهور، حرف روحانی را نقض می‌کند. در گفت‌وگوی ویژه خبری، باز خود او ادعا می‌کند که در منزل دختر یکی از وزرا، کالای قاچاق پیدا شده. جریانی هم در تلگرام، ادعای ابهام در تز دکترای روحانی را ذره‌ذره و قطره‌قطره به خورد شبکه‌های اجتماعی می‌دهد. اولی، با یک مراجعه ساده به همان سایت قابل‌رد است، کذب‌بودن دومی با تصویر حکم رسمی قوه قضاییه مشخص می‌شود و در سومی، اصلاً ایراد اتهام به طور کامل انجام نمی‌شود که پاسخی داشته باشد. این سومی اتفاقاً نسخه حرفه‌ای‌تری از اتهام‌زنی سیاسی است، مبهم و غیررسمی. گروه پیگیر این ماجرا اسناد را یک‌مرتبه منتشر نمی‌کنند تا بررسی شود. صفحه‌صفحه و عبارت‌عبارت ادعای مقایسه می‌کنند و در این میان خود را در معرض تهدید هم می‌خوانند. برای یک هوادار روحانی، این اتهامات و نمونه‌های مشابه این‌ها، اصلاً جدی به نظر نمی‌رسند؛ اما موضوع اینجاست که اصلاً قرار نیست کسی این‌ها را باور کند. نکته اینجاست که رد این حرکات هم بیشتر به سمت کمپ قالیباف می‌رود.
هدف در این تاکتیک، چسباندن یک انگ به رقیب نیست. برای چنین کاری یا باید یک جرم واقعی پیدا کرد، یا باید با منابع گسترده رسانه‌ای، زحمت بسیار کشید تا مخاطب، خبر ساختگی را باور کند. چنین اتهامی البته برای اثرگذاری باید به اندازه کافی بزرگ باشد و این کار را سخت‌تر می‌کند.
هدف در این تاکتیک این است که بر ای یک جامعه هدف مشخص، افرادی که کم‌تر سیاسی هستند، یک جریان مستمر از اخبار منفی تکرار شود. اصلاً محتوای خبر مهم نیست. مهم این است که «حال» خبر، منفی باشد و احساس بدی را در شنونده برانگیزد؛ مثل احساس شهروندی که می‌شنود دولت در خدمت قاچاق‌کردن فرزندان وزیر است یا رییس دولت، تحصیلش را دزدیده. شهروند غیرسیاسی که شناخت گسترده‌ای روی کاندیداها ندارد و وقتش را هم ندارد مدام اخبار را بررسی کند، خود پیگیر صحت و سقم ماجرا نمی‌شود و البته احتمالاً خبر خشکی مثل «حکم برائت رسمی فرد از اتهام» در رقابت با خبر جذابی مثل «کشف اموال قاچاق در منزل دختر وزیر، اصلاً به او نمی‌رسد؛ بلکه شاید برسد و تأثیر برعکس بگذارد: «دست همه‌شان در یک کاسه است!»
این روند، شاید هرگز فرد را به ارتکاب جرمی مشخص توسط دولت یا شخص روحانی قانع نکند، اما احساس عدم‌امنیت و بی‌اعتمادی مبهمی را در ذهن او می‌کارد. در نظرسنجی‌های جزئی که درباره موضوعات مشخص انجام می‌شد، «اعتماد» از نقاط ضعف معدود کلینتون در برابر ترامپ بود.
این روند اتهامات ریز و درشت، قطعاً تا روزهای آخر ادامه خواهد داشت و درست مثل چکه‌های آب، کم‌کم اثر شدید تخریبی خود را خواهد گذاشت. فعالان کمپین روحانی باید هر چه زودتر، راهی به جز تکذیب رسمی این اخبار بیندیشند و همه مردم را اهالی خبر تصور نکنند؛ وگرنه گروه هدف مشترک روحانی و رقبایش، رأی‌دهندگان معیشتی و غیرسیاسی، آرام‌آرام از دور رییس‌جمهور پراکنده می‌شوند.
نام:
ایمیل:
* نظر: